آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

سه شنبه 13تیر91

1391/4/13 9:47
نویسنده : مامان نسرین
247 بازدید
اشتراک گذاری

               

niniweblog.com

امروز طبق روال روز های قبل بیدار شدیم اما دیر اومدیم بیرون. چون بابارضا کمی مریض احوال بود. هر چی گفتم بمونیم خونه و استراحت کنه قبول نکرد. رسیدیم اداره. دختر گلی هم بیدار شد. کمی تاب بازی کرد بعدش بابا رفت. با هلیا الاکلنگ بازی کرد و بعد رفتیم  اتاقش. صدف هم اومد. رفتی پیش صدف. دیروز صداش می زدی:ادف. عینکش رو برداشتی و زدی به چشمت. ماشاالله خیلی شیطونی. وقتی سر گرم بودی از اتاق اومدم بیرون. به بابا زنگ زدم . گفت مرخصی گرفتم و می خوام برم خونه مامان فاطمه. خیلی الان ناراحتم چون دلم می خواست باهاش می رفتم دکتر.

عزیزم عاشقتم و آرزو شادترین لحظات رو برات دارم. تو شیرین ترین کسی هستی که من در زندگی دارم. دوستت دارم و تو رو به مهربانترین می سپارم...

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان مارال فرفری
13 تیر 91 9:58
سلام گلم دختر نازی داری خدا حفظش کنه چقدر با عینک با مزه میشه نازی عسیسم.من با اجازه لینکت کردم ممنون میشم لینکم کنی


ممنون عزیزم.خوشحال میشم چرا که نه!
مامان احسان
13 تیر 91 15:28
سلام عسل طلا چه ناز شدی خانومی


مرسی خاله جون
خاله رویا
14 تیر 91 9:15
ای جان عزیزم قربونت برم که اینقدر شیک شدی


مرسی خاله جون
خاله فرزانه
14 تیر 91 10:24
آویسا گلی خوردنی که بود با این عینک خوردنی تر هم شده . خاله قربونه اون تیپت بره


ممنون عسیسم